گام های دموکراسی هرگز در جامعه ای پیموده نخواهد شد، مگر اینکه شهروندان آن جامعه به دموکراسی ایمان داشته باشند و با قواعد یک جامعه ی آزاد آشنا باشند. اینترنت نیز به عنوان آزادترین جامعه ی بین المللی از این امر مستثنی نیست. اما گویا شهروندان ایرانی این جامعه ی بیکران، به برقراری نوعی استبداد پنهان در این دنیای نوساخته بی میل نیستند. نمیدانم، شاید هم این اتفاق از بی تجربگی تاریخی ما سرچشمه میگیرد. یکی از بارزترین قوانین جامعه ی مستبد، رواج لابی گری است. قانونی که نانوشته ولی در هر امر حتی کوچکی لازم الاجراست. اتفاق ناخوشایندی که همیشه استعداد و توانایی را قربانی روابط جاری میان آدم های خاص می کند. اتفاقی که در جامعه ی مجازی ما وبلاگ نویسان ایرانی نه تنها رخ داده، بلکه رو به گسترش است. به عنوان شاهدی بر این ادعا وبلاگ خودم را مثال میزنم. من سه سال و اندی است که در بلاگر وبلاگ نویس بودم. سالیانه از وبلاگ من به طور میانگین بیش از 1500 تا 1600 نفر بازدید نمیکرد. کسی حاضر به تبادل لینک با من نمی شد و بهترین مطالبی که نوشتم همیشه خالی از هر نوع کامنت و نظر خواننده ای بود. این در حالی است که در هر سایت اجتماعی که عضو بودم لینک وبلاگم را قرار داده و پس از هر پست جدیدی از طریق توییتر و بلاگرولینگ آپ شدن وبلاگم را به اطلاع همه می رساندم. و شگفتا که پس از ساختن این وبلاگ جدید و تلاش یکی از دوستان برای لابی گری در میان دیگر وبلاگنویسان نه تنها در عرض چند روز آمار ویزیتورها به 566 نفر رسید بلکه حتی همان پست های اولیه چندین کامنت دریافت کرد به اضافه ی دو درخواست تبادل لینک. و سوال اینجاست، آیا اگر این دوست گرامی با بنده دوست نبود، هرگز چنین اتفاقی می افتاد؟ و حرف آخر اینکه آیا بهتر نیست به جای لابی گری برای بالا و پایین کشیدن لینک های هم، در شرایطی برابر امکان شنیده شدن حرف های همه را فراهم کنیم؟










حتا توی دموکراتترین جوامع هم لابی حرف اول رو میزنه!
البته توی وبلاگستان بهدلیل زیاد بودن وبلاگها و جدا شدن «وبلاگ خواندن» از «لینک دادن»٬ دیگه لینک دادن مثل گذشته نیست و رمقی نداره٬ مثلن خود من توی خوراکخوانم وبلاگ شما رو میخوندم اما توی وبلاگم لینک نداده بودم٬ در کل لینک دادن مثل قبل زیاد مهم نیست.
البته باید بگویم به قول شهیار با قسمتهایی از مطلب تو رفیق نیستم! چرا که تو برای دیده شدن نیاز داری که اول توسط چند دوست نشان داده شوی. من به عنوان یکی از قدیمیهایی توییتر تا وقتی حسن به من نگفته بود آیدی تو را در توییتر نداشتم چه برسد به اینکه وبلاگت را دیده باشم. این که سرگرمی لابیگری را در توییتر میبینی اتفاقآ برای همین است که ندیدهها را ببینیم و یکی از خوبی های وب دو دیده شدن ناشناسهاست. برای دیده شدن نیاز به دوست است. مثلآ وردپرس به دیده شدن تو کمک می کند آیا مافیا دارد؟ خود من کسی هستم که نوشتم و نوشتم تا دیده شدم. اوایل دوستی نبود اما به خاطر وبلاگ دوستهایی پیدا کردم، لینک گرفتم و بیشتر دیده شدم. مبنای اینترنت بر لینک و ارتباط است. به خاطر همینه هر وبلاگ تازه و جالبی میبینم به دیده شدنش کمک میکنم.
منم با نظر فواد موافقم ، امروزه وسعت وبلاگستان خیلی وسیع تر از قبل شده که با تبادل لینک بشه یک وبلاگ رو به همه شناسوند. تو دنیا وب دو دیگه خوانندگان لینک به لینک بدنبال پیدا کردن مطلب و وبلاگ جدید نمیگردن بلکه این وبلاگها هستند که خودشون رو به خوانندگان نشان میدهد که از طریق share کردم بین کاربران ایجاد میشه یعنی اینکه اگه من وبلاگ تو پیدا کردم اونو میام به دوستام نشون میدم و باهاشون به اشتراک میگذارم ها هرچه بیشتر بتونم این دارم اشتراک رو بالاتر ببرم در میتونم خوانندگان بیشتری رو جذب بلاگت کنم بالاترین هم همینطوره یعنی وقتی ما یک لینک رو توش به اشتراک میگذاریم وقتی به صفحه اول میره درصد بیشتری وبلاگ تو رو پیدا میکنند و مثلا درصد بیشتری مسترک فیدت میشن و قص علی هذا
اینترنت واقعا جایی برای همه