نتایج ارشد امسال هم اعلام شد. دوباره مجاز شدم حالا باز باید تا شهریور در حالت تعلیق باشم و بعد بگن قبول نشدی. اگرچه مجاز بودن در وهله ی اول باعث خوشحالی میشه اما این سیاهی لشکر بودن یه کم به آدم فشار میاره. وقتی قرار نیست صندلی هیچ دانشگاهی جای من باشه چه فرقی داره مجاز شدن با نشدن؟ من هستم تا برتر بودن اون چند نفر پذیرفته ی نهایی معنا پیدا کنه. مثل درجه های یه خط کش یا نمودار. بستگی داره تا چه جایی رو بخوای بشماری یا نشون بدی، اونوقته که بود و نبود یه سری اعداد برات بی اهمیت میشه و اعدادی هم که کنار دستت نگه میداری برای مشخص تر شدن عدد اصلیه. تحصیل حق همه ی آدمهایی است که بهش علاقه دارن. چرا همیشه کمترین تعداد از بیشترین متقاضی ها باید حق ادامه تحصیل رو پیدا کنند؟ واقعا یعنی نمی شد چند دانشگاه دولتی دیگه ساخت و ظرفیت ها رو بیشتر کرد؟ اگر درصد کوچکی از شهریه ی دانشجوهای شبانه و پیام نور و غیر انتفاعی (منظورم دانشگاه هاییه که با کنکور سراسری دولتی دانشجو میگیرن) به صورت مالیات، تنها صرف احداث دانشگاه جدیدی شده بود آیا اکنون حداقل یک دانشگاه به تعداد دانشگاه های حال حاضر اضافه نشده بود؟ آیا این حق ما نیست که لحظه ای زندگی را با آرامش و به دور از هیجان مسابقات فرساینده لمس کنیم؟ حتما باید طعم تلخ شکست را برای رسیدن به هر چیز کوچکی بارها و بارها بچشیم؟ تحصیلات تکمیلی که از هر 100 نفر تنها نصیب 1 نفر می شود، اشتغال غیر کاذب هم که ناممکن شده است، حال لطفا بگویید تکلیف ما چیست با این عمر شتابان و روزمرگی های بیهوده و ناگزیر؟










کاش ما هم مجاز می شدیم!