20 دقیقه وقت دارم. 10 دقیقه اش را برای آنلاین شدن کنار میگذارم. کارم که در اینترنت تمام می شود باید دو تا 5 دقیقه جدا کنم یکی برای مسواک زدن و دیگری برای آماده کردن رختخواب. حالا یک دقیقه وقت اضافه آورده ام توی رختخوابم دراز کشیده ام و همه ی وسایل برقی را هم خاموش کرده ام به جز یک چراغ خواب کوچک؛ و بی صبرانه منتظرم تا با رفتن برق و خاموش شدن آن چراغ، من هم مثل بچه های خوب چشم هایم را ببندم و بخوابم. چراغ خاموش می شود می فهمم ساعت 12 شده و طبق جدول سهمیه بندی، سهم ما هم از خاموشی ادا شده است. عادت ندارم که شب ها زود بخوابم حتی در دل این تاریکی هم خوابم نمی برد. به یاد لحظه های روشن می افتم و به یاد خشکسالی و تابش سوزان آفتاب که در حقیقت خود یکی از بزرگترین منابع تولید انرژی است. به یاد رودخانه ی خشکیده مان می افتم و به یاد زمستان گذشته که نزدیک یک ماه مدارس به خاطر بارش برف تعطیل شده بودند و به خاطر میاورم صدای گزارشگران تلویزیون را که ادعا داشتند این بارش برف طی چهل سال اخیر بی سابقه بوده است. به یاد سیلاب های فصلی میافتم که بخش های شمالی ایران را در می نوردد و ویران می کند و چنان می تازد که گویا کسی را جرات مهارش نیست. نمیدانم آیا طوفان های سهمگین فصلی مناطق جنوب و جنوب شرقی را هم می توان مهار کرد؟ قاعدتا باید بشود همه ی این ها صورت هایی از انرژی اند که طبق قانون بقای انرژی قابل تبدیل به صور دیگرند و برق می تواند صورت دیگر آن ها باشد. ما انرژی مهار نشده کم نداریم اما همیشه برق کم داریم. حتی با اینکه اکثر خانه ها لامپ کم مصرف استفاده می کنند، با اینکه همه ی لامپ های اضافی و غیر اضافی خاموش شده، ما همیشه برق کم داریم. و ما همانقدر که برق کم داریم بودجه ی تحقیقاتیمان هم ناچیز است، بهایی که برای علم می پردازیم چیزی است در حد صفر. ما همانقدر که انرژی مهار نشده داریم متخصصان بی پشتوانه هم داریم که هیچکس حاضر نیست مجالی دهدشان تا شاید راهی بیابند برای تولید هر آنچه که می توانستیم داشته باشیم و اکنون یا نداریم و یا کم داریم. به راستی نمی شد این همه فارغ التحصیل بی کار را در گروه هایی که شامل چند دانش آموخته با رشته ها و گرایش های مختلف می شد به کار گرفت تا بر روی پروژه های کوتاه مدت و بلند مدت برای توسعه ی بخش انرژی های مورد نیاز کار کنند؟ نمی شد مشوق هایی در نظر گرفت تا ساختمان های تازه ساز علاوه بر استحکام در برابر زلزله، متناسب با شرایط جغرافیایی محل ساخت به سمت استفاده از مهار کننده های انرژی های طبیعی به صورت خانگی سوق داده شوند؟ آیا تنها راه چاره ی کمبود برق ما جیره بندی آن در گرمترین روزهای سال است؟ جالب آن است که در اکثر کشورهای دنیا که برقشان هم جیره بندی نمی شود حتی اجاق های خوراک پزیشان هم با برق کار می کند_ حالا بگذریم از ترن های برقی و نور پردازی های شبانه ی نمای ساختمان هایشان و …_ ما که استفاده ی غیر صنعتی از انرژی را بین برق و گاز و نفت تقسیم کرده ایم چرا همیشه باید دچار سهمیه بندی باشیم؟
چراغ های خانه یمان خاموش چراغ های ذهن ولی روشن
ژوئن 23, 2008 بدست کوچولو










با حال نوشته بودی
کوچولو: مرسی