قبل از برگزاری مراسم افتتاحیه
نمی دانم چرا المپیک باید سهم کشوری همچون چین می شد. سرزمینی که در حال حاضر مقام اول اعدام در جهان را به خود اختصاص داده، سرزمینی که مانع از دسترسی آزاد مردمش به اخبار و اطلاعات روز جهان می شود، اینترنت را ف. ی. ل. ت. ر می کند و زندان را سزاوار دوست داران حقیقت و آزادی می داند. کشوری که با تولید محصولات تقلبی، تجارت جهانی را با بحران روبه رو ساخته و بدون توجه به هیچ نوع استانداردی و با بی مسئولیتی کامل بازارهای جهان را از محصولات خود پر کرده است. کشوری که حتی به محیط زیست خود نیز وفادار نیست و در زمره ی آلوده ترین اکو سیستم های جهان قرار دارد. فقر، کمبود امکانات بهداشتی و عدم دسترسی همگانی به امکانات آموزشی از دیگر نقاط ضعف این سرزمین است که البته همواره با اشاره به جمعیت میلیاردی آن کشور و بدون توجه به شکوفایی اقتصادیش توجیه شده است. با این اوصاف آیا چنین کشوری می تواند میزبان شایسته ای برای مراسمی چون المپیک باشد، در حالی که المپیک خود سمبل صلح، برابری، دوستی و آزادی است؟
پس از برگزاری مراسم افتتاحیه
هرگز فکر نمی کردم یک کشور آسیایی توانایی برگزاری مراسمی شایسته را برای رویدادی همچون المپیک داشته باشد. هر وقت به این موضوع فکر می کردم به یاد افتتاحیه ی جام ملت های آسیا در تایلند می افتادم ک
ه به راستی سزاوار جایزه ی زرشک طلایی بود. با این حال پس از برگزاری مراسم بازگشایی المپیک در چین نظرم در این مورد عوض شد. ترکیب سنت و مدرنیسم به صورت هماهنگ، نظم و ترتیب قابل تحسین ، نورپردازی های دلنشین و خلاقیتی که در بکارگیری انسان و ابزارهای تکنولوژیک روز جهت ایجاد نمایشی به یاد ماندنی به کار رفته بود، همه و همه افتتاحیه ی المپیک در چین را در زمره ی به یادماندنی ترین های تاریخ این رویداد قرار داد. مراسم آتش بازی که چینیان خود مخترعان آن بودند نیز بر شکوه و زیبایی مراسم افزوده بود. نقطه ی قوت دیگر این مراسم جلوگیری از اطناب و زیاده گویی بود که مانع از خسته شدن تماشاچیان می شد. اما برای من جای تعجب داشت که چرا اثری از اژدها و پاندا که جزو نمادهای اصلی چین هستند در این مراسم نبود. همچنین سعی می کردم در ذهنم تداعی کنم اگر ایران میزبان این المپیک بود، شاهد چه مراسمی بودیم.
ه به راستی سزاوار جایزه ی زرشک طلایی بود. با این حال پس از برگزاری مراسم بازگشایی المپیک در چین نظرم در این مورد عوض شد. ترکیب سنت و مدرنیسم به صورت هماهنگ، نظم و ترتیب قابل تحسین ، نورپردازی های دلنشین و خلاقیتی که در بکارگیری انسان و ابزارهای تکنولوژیک روز جهت ایجاد نمایشی به یاد ماندنی به کار رفته بود، همه و همه افتتاحیه ی المپیک در چین را در زمره ی به یادماندنی ترین های تاریخ این رویداد قرار داد. مراسم آتش بازی که چینیان خود مخترعان آن بودند نیز بر شکوه و زیبایی مراسم افزوده بود. نقطه ی قوت دیگر این مراسم جلوگیری از اطناب و زیاده گویی بود که مانع از خسته شدن تماشاچیان می شد. اما برای من جای تعجب داشت که چرا اثری از اژدها و پاندا که جزو نمادهای اصلی چین هستند در این مراسم نبود. همچنین سعی می کردم در ذهنم تداعی کنم اگر ایران میزبان این المپیک بود، شاهد چه مراسمی بودیم. مراسم رژه ی کشورهای میهمان
به نظر من خسته کننده ترین قسمت افتتاحیه همین رژه رفتن کشورهاست مخصوصا بعد از اینکه کشور خود آدم رژه اش تمام شود هیچ دلیلی برای تماشای کشورهای دیگر که حتی بعضی شان روی نقشه ی کره ی زمین هم به سختی قابل دیدن هستند باقی نمی ماند. اگرچه عبور
گروه ورزشکاران کشورهای گوناگون با لباس های رنگی مختلف، خود رنگین کمانی زیبا و طولانی می آفریند. در رژه ی ورزشکاران کشورهای مختلف در این المپیک چند نکته برای من قابل توجه بود، یکی افزایش حضور زنان با حجاب اسلامی از کشورهای گوناگون که بعضی از آن ها پرچمدار کشور خود نیز بودند، لباس های زیبایی که رومانیای ها و اوکراینی ها پوشیده بودند، کشورهای مسلمانی که زنانی بدون حجاب اسلامی در بین ورزشکارانشان حضور داشت مثل عراق ، فلسطین ، لبنان، سوریه، اردن، قطر، کویت، امارات، مالزی و… و کشورهایی که اصلا زنی در بین ورزشکارانشان وجود نداشت مثل عربستان و برخی کشورهای آفریقایی. صدای تشویق شدید تماشاچیان هنگام عبور کاروان کشور تایوان (چین تایپه) هم قابل توجه بود. و اگر بخواهم به عنوان یک ایرانی ظاهر ورزشکاران خودمان را بررسی کنم باید بگویم که یکی از زشت ترین لباس های ممکن را بر تن کرده بودند، تلفیق رنگ سبز لباس ها با رنگ پوست ورزشکارانمان آن ها را بیشتر به سیاه پوستان شبیه کرده بود در ضمن این رنگ سبز معمولا همچون نمادی برای کشورهای عربی به کار می رود، هیچگونه نماد ایرانی در لباس ها به چشم نمی خورد و من برکسی خرده نمی گیرم اگر با تماشای رژه ی ورزشکاران ما فکر کند که ایران یک کشور عربی در قاره ی آفریقاست. جالب است بدانید کشور همسایه مان افغانستان که به اندازه ی ما هم فارغ التحصیل رشته ی طراحی لباس ندارد، با لباس های ملی و زیبایی در رژه حاضر شده بود.
و نکته ی قابل توجه دیگر در مراسم رژه ی ورزشکاران، نقض قوانین المپیک توسط کشور بحرین بود، با وجود تاکید کمیته ی المپیک بر عدم استفاده از شعارها و نمادهای سیاسی و نژادی و عقیده ای در این مراسم، بحرینی ها در حالی که پرچمی حامل عکس سلطان بحرین در دست داشتند، از مقابل چشم میلیاردها انسان در سراسر کره ی زمین عبور کردند.
گروه ورزشکاران کشورهای گوناگون با لباس های رنگی مختلف، خود رنگین کمانی زیبا و طولانی می آفریند. در رژه ی ورزشکاران کشورهای مختلف در این المپیک چند نکته برای من قابل توجه بود، یکی افزایش حضور زنان با حجاب اسلامی از کشورهای گوناگون که بعضی از آن ها پرچمدار کشور خود نیز بودند، لباس های زیبایی که رومانیای ها و اوکراینی ها پوشیده بودند، کشورهای مسلمانی که زنانی بدون حجاب اسلامی در بین ورزشکارانشان حضور داشت مثل عراق ، فلسطین ، لبنان، سوریه، اردن، قطر، کویت، امارات، مالزی و… و کشورهایی که اصلا زنی در بین ورزشکارانشان وجود نداشت مثل عربستان و برخی کشورهای آفریقایی. صدای تشویق شدید تماشاچیان هنگام عبور کاروان کشور تایوان (چین تایپه) هم قابل توجه بود. و اگر بخواهم به عنوان یک ایرانی ظاهر ورزشکاران خودمان را بررسی کنم باید بگویم که یکی از زشت ترین لباس های ممکن را بر تن کرده بودند، تلفیق رنگ سبز لباس ها با رنگ پوست ورزشکارانمان آن ها را بیشتر به سیاه پوستان شبیه کرده بود در ضمن این رنگ سبز معمولا همچون نمادی برای کشورهای عربی به کار می رود، هیچگونه نماد ایرانی در لباس ها به چشم نمی خورد و من برکسی خرده نمی گیرم اگر با تماشای رژه ی ورزشکاران ما فکر کند که ایران یک کشور عربی در قاره ی آفریقاست. جالب است بدانید کشور همسایه مان افغانستان که به اندازه ی ما هم فارغ التحصیل رشته ی طراحی لباس ندارد، با لباس های ملی و زیبایی در رژه حاضر شده بود.و نکته ی قابل توجه دیگر در مراسم رژه ی ورزشکاران، نقض قوانین المپیک توسط کشور بحرین بود، با وجود تاکید کمیته ی المپیک بر عدم استفاده از شعارها و نمادهای سیاسی و نژادی و عقیده ای در این مراسم، بحرینی ها در حالی که پرچمی حامل عکس سلطان بحرین در دست داشتند، از مقابل چشم میلیاردها انسان در سراسر کره ی زمین عبور کردند.
المپیک چین هم با همه ی بایدها و نبایدهایش برگزار شد، اگرچه امسال این رویداد با آغاز جنگی ویرانگر در اوستیای جنوبی همراه بود اما امیدوارم روح المپیک روزی در میان همه ی کشورهای شرکت کننده در آن جاری شود و صلح و دوستی جهانی سهم تک تک انسان ها باشد. و اگرچه آرزوی محالی است اما امیدوارم ایران قهرمان المپیک امسال باشد.











