از دیروز تا به حال که از ماجرای فیس بوک و محدودیتش به روی کاربران کشورهای مورد تحریم آمریکا با خبر شده ام بسیار با خود اندیشیده ام. راستش را بگویم وقتی این خبر را شنیدم شوکه شدم، مگر می شود ملتی را به جرم زیستن در سرزمینی از حق برخورداری از جریان آزاد اطلاعات و دسترسی به دنیای آزاد -که حداقل به عقیده ی من در محیط نت تا حدی قابل دسترسی بود- محروم کرد؟ آن هم درست چند روز پس از برگزاری کنفرانس جهانی ضد نژادپرستی. آیا این کار هم نوعی نژادپرستی مدرن نیست؟ البته قبل از فیس بوک، گوگل هم بسیاری از زیر مجموعه ها و خدمات خود را برای ایرانیان محدود کرده بود. گویا سرنوشت ما چنین است که همیشه در جستجوی مسدودیت شکن ها باشیم که هر آنچه که از بیرون قابل دستیابی است از داخل مسدود شده و هر آنچه که از داخل قابل دستیابی است از بیرون مسدود شده است. ما به دنیا آمده ایم برای چه؟ برای تحقیر شدن؟ برای روزی هزار بار به خاطر دست نیافتن به ابتدایی ترین حقوق خود حرص خوردن و زجر کشیدن؟ اصلا لطفا به من بگویید روزی که تمام درهای جهان به روی ما بسته شود، چگونه قرار است ما با نوع دیگر تفکر، زندگی و هرچیز دیگری در دنیا آشنا شویم؟ اینگونه که ما منجمد تر از امروز خود خواهیم شد، مثل کسی که از بدو تولد درون غار تاریکی زندانی باشد و تا آخر عمر اجازه ی خروج از این غار را نیابد. دنیا را چه می شود؟ آیا خود نیز می داند چه می کند؟ من خسته شده ام، از همه چیز، از تمام دنیا هم نا امید شده ام. هیچ راه نجاتی نیست، یعنی در واقع برای ما مردمان عادی هیچ راه نجاتی نیست. آری، ما مردمان عادی که در یک روز معمولی به دنیا می آییم، با هزار مشکل سعی در تامین روزمرگی هایمان داریم و بالاخره در یک روز معمولی دیگر هم به آسانی می میریم. ما، همان آدم های معمولیی که اکثریت جمعیت هر کشور و حتی اکثریت جمعیت جهان را تشکیل می دهیم، آدم هایی که همه خود را نماینده ی ما می دانند و بارها و بارها منت کارهایشان را بر سرمان گذاشته اند بدون اینکه حتی از ما کوچکترین نظری پرسیده باشند. ما آدم های معمولی که نه روز تولدمان روز مهمی است و نه روز مرگمان روزی دردناک. ما همان سیاهی لشکرهای خوبیم. همان قربانیان همیشگی جنگ های سرد و گرم. ما همان هست متمایل به هیچیم. که اگر چنین نبود، که اگر ما هم از صاحبان قدرت و ثروت بودیم، دیگر برای هیچکس فرقی نداشت اهل چه سرزمینی هستیم یا اسممان در کدام لیست سیاه و سفیدی ثبت شده، آنقدر دلیل داشتند تا درهای جهان را با لبخند به رویمان بگشایند و از میان تمام مواد قانونی بند و تبصره ای برای استثنا قایل شدن بین ما و آدم های عادی پیدا کنند. اگر ما هم آدم های عادی نبودیم حتما می توانستیم با فیس بوک و گوگل و یاهو و تمام شرکت های دیگر جهان لابی کنیم و حداقل آی پی خانه ی خود را از محدودیت خارج کنیم. آری، مشکل ما فقط و فقط همین است، ما مردم معمولی هستیم.










سلام. نوشته ات درد دل من هم هست. زیبا نوشته ای آنچه را همیشه به آن فکر کرده ام.
عالي